وداع با امام شهید/ اشک‌ها و حسرت‌ها
وداع با امام شهید/ اشک‌ها و حسرت‌ها
این بدرقه‌، پایان راه نیست؛ آغاز فصلی از دلتنگی یک ملت است.

این بدرقه‌، پایان راه نیست؛ آغاز فصلی از دلتنگی یک ملت است

روز وداع با پیکر مطهر رهبر شهید ایران اسلامی فرا رسید، رهبری که به دست رژیم منحوس امریکایی و صهیونی، مظلومانه بهمراه تنی چند از اعضای خانواده به شهادت رسید. زمان برای بسیاری از حاضران گویی از حرکت ایستاده بود. اشک‌ها بی‌اختیار بر گونه‌ها جاری می‌شد، بغض‌ها مجال شکستن می‌یافت و دل‌هایی که سال‌ها با نام و یاد او خو گرفته بودند، سنگین‌تر از همیشه، آقای شهید را بدرقه می‌کردند.

از شب پیش از آغاز برگزاری مراسم، خیابان‌های منتهی به محل تشییع، آرام‌آرام رنگ حضور گرفت. مردان و زنانی که از گوشه‌وکنار ایران آمده بودند، سالمندانی که با گام‌های آهسته اما استوار مسیر را طی می‌کردند، جوانانی که پرچم در دست داشتند و کودکانی که شاید معنا و دلیل این حضور را نمی‌دانستند، اما اندوه را در چهره بزرگ‌ترهایشان می‌خواندند. هر چهره، روایتی داشت و هر نگاه، حرفی ناگفته.

اشک ها و حسرت ها؛

خیلی ها آمدند تا با حسرت بگویند که چقدر دیر آقای شهید را شناختند، آمدند تا حلالیت بطلبند، آمدند تا بگویند از خونخواهی‌ات دست نخواهیم کشید.
در میان انبوه جمعیت، زمزمه دعا، صلوات، اشک‌های بی‌صدا و دست‌هایی که به احترام بالا می‌رفت، صحنه‌هایی را رقم زد که دوربین‌ها تنها بخشی از آن را ثبت کردند. آنچه در قاب تصویر نمی‌گنجید، سنگینی غمی بود که بر دل بسیاری نشسته بود؛ غمی که با هیچ واژه‌ای توصیف نمی‌شود.
خبرنگار در چنین لحظاتی، تنها روایتگر یک مراسم نیست؛ شاهد لحظه‌هایی است که احساس، بر کلمات پیشی می‌گیرد. مادری که زیر لب دعا می‌خواند، پیرمردی که عصا به دست و چفیه ای بر گردن با عکس کوچکی از رهبر شهید که به چفیه خود چسبانده بود، بی‌وقفه مسیر را ادامه می‌داد، نوجوانی که اشک‌هایش را از نگاه دیگران پنهان می‌کرد و خانواده‌هایی که در سکوت، آخرین وداع خود را به جا می‌آوردند؛ هر کدام صفحه‌ای از روایت این روز بودند.

این بدرقه پایان راه نیست؛

بدرقه، اگرچه با اشک همراه است، اما یاد انسان‌ها را از حافظه تاریخ پاک نمی‌کند. آنچه در آن روز بر جای ماند، تنها تصاویر ثبت‌شده یا گزارش‌های خبری نبود؛ بلکه خاطره جمعی مردمی بود که آمده بودند تا آخرین نگاه و آخرین بدرقه را تقدیم کنند.
شاید سال‌ها بعد، از این روز با روایت‌های گوناگون یاد شود؛ اما آنچه در ذهن بسیاری از حاضران ماندگار خواهد ماند، لحظه‌ای است که اشک و سکوت، دست در دست هم دادند و وداعی را رقم زدند که برای آنان، تنها پایان یک مراسم نبود؛ بلکه آغاز دلتنگی‌ای بود که در حافظه‌شان برای همیشه زنده خواهد ماند.

پایان.

 

  • نویسنده : رضا بهداروند
  • منبع خبر : پایگاه خبری دیدگاه شهروند